✘ وَقـــــــــتی زود بِفَـــــــــــهمـــــــــــی!!!
✘زود هَــــــــــم میـــــــــــشکَـــــــــــنی
زودفهميدم،خيلييي زود...ولي باورنميكردم
زودفهميدم كه احساسات پاك وصادقانه م براي كسي
بود كه عزيزترينم بود....اماااااااا
اوبراي اثبات خودش به يك آدمه... خياباني, احساس
مراشكست،قلبم راشكست،اعتمادم راشكست...
هي به خودم گفتم...
☜خُُـــــــــودِِتـــــــــو بِـــــــــزن بِِـــــــــه نََفََهـــــــــمی
✘بِـــــــــــزآ فِِـــــــــکـــــــــر کـــــــــُُنََن
نمـــــــــیفََهـــــــــمی✘
الان حال وروزم اينه....
راه مي روم ، نفس ميكشم،اما نمي پرسم ز خويش
ره كجا؟ منزل كجا؟دنیاکجاست؟؟؟!!!
آنكه احساسم برايش پاك بود
پاكي ام را بانجاست،باهوس ها طاق زد...
آه ، آري ، اين منم ، اما چه سود؟!
" او" كه در من بود ، ديگر نيست، نيست
آن نشاط و شور و سرمستی...
همه باناجوانمردی به خاکستر نشست...
مي خروشم زير لب ، ديوانه وار
صادقانه پاي تو هستم ولي اما چه سود....
برچسب:
نویسنده: پرهام نوری